»حضور بهروز در برنامه شب شیشه ای(۲۹/۱/۸۶) عکس العمل های فراوانی در بین مطبوعات٬سایت ها و وبلاگ ها در بر داشت.
به دلیل اینکه این مصاحبه به صورت صوتی و ویدئویی در سایت های مختلفی قرار گرفته٬ما تصمیم گرفتیم به جای اینکاربا نگاه به وبلاگ های مختلفی که درباره این موضوع نوشته اند٬بعضی از آنها را به عنوان نمونه هایی از این عکس العمل ها در اینجا قرار بدهیم.
(۱)»وبلاگ ناتور
چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶
اتفاقی که امشب در برنامهی شب شیشهای افتاد، اگر نگویم بینظیر، به نظرم کم نظیر بود. قبلا (در مرحوم ناتور دات خوابگرد) نوشته بودم که عبور شیشهای را دوست دارم و یکی از معدود برنامههای تلویزیونی که به سلیقهی من نزدیک است و سعی میکنم هرشب دنبالش کنم همین برنامه است و باز گفته بودم آنچه باعث میشود این برنامه را از برنامهی بیارزش، سفارشی و محافظهکار صندلی داغ متفاوت بدانم، یکی اجرای خوب رضا رشیدپور است و دیگری صراحت ذاتی عبور شیشهای سابق و شب شیشهای فعلی که البته با پخش زنده این برنامه رابطه مستقیم دارد. مهمان امشب شب شیشهای هم بهروز صفاریان بود که من یکی، کارهایش را دوست دارم و فکر میکنم از آهنگسازان خوب موسیقی پاپ ایران است. صفاریان در برنامهی عبور شیشهای هم نشان داده بود که دوستداشتنش کار سختی نیست و در آن برنامه تا آنجا که توانست از وضعیت حاکم بر موسیقی کشور و سیاست یک بام و دو هوای مدیران و همین طور مسالهی ممیزی در موسیقی انتقاد کرد.
صفاریان امشب هم همان صفاریان همیشگی بود: آرام، باهوش و صریح؛ با این تفاوت که امشب دیگر خبری از گلایههای سطحی و کوچک نبود و او ریشهها را نشانه گرفته بود و هرچقدر هم که رضا رشیدپور خودش را به در و دیوار زد تا از شدت و تندی انتقادات صفاریان کم کند، کمتر نتیجه گرفت. برنامهی امشب را ده دقیقه زودتر از همیشه تمام کردند تا کار بیشتر گره نخورد، از پشت صحنه هم مدام پیغام فرستادند و رشیدپور بیچاره را کلافه کردند، از بهروز صفاریان هم که از بلاتکلیفی موسیقی در ایران (و مشخص نبودن اینکه بالاخره میخواهند باشد یا نه) انتقاد کرد و به شدت برخورد دوگانهی صدا و سیما با موسیقی را محکوم، احتمالا چند وقتی بیخبر خواهیم بود، اما به نظرم بیانصافی است اگر در شرایط فعلی از برنامهای که تلاش میکند منطق گفتوگو را در جامعه رواج بدهد و جسارت آن را هم دارد که تا حدی مستقل بماند و خاصه از سیاستهای فرهنگی غلط حاکم بر کشور انتقاد کند، حمایت نشود. در جامعهای که سینما و صدا و سیمایش هنوز بیشتراز هر رسانه و ابزار فرهنگی دیگری بر مخاطبانشان تاثیر میگذارند، برنامههایی مثل شب شیشهای که آگاهانه یا ناآگاهانه به مردم فرصت فکر کردن و «جور دیگری دیدن» میدهند باید باشند و بمانند. نوشتن از ویژگیهای خوب این برنامه شاید بتواند آن را از گوشهی رینگ و از شر ضربات سنگین منتقدانش نجات دهد و سرپا نگاهش دارد، شاید...
(۲)»وبلاگ یادداشت های شبانه
امشب چهارشنبه 86.1.29 (برای تاکید بیشتر گفتم و همین طور برای اینکه این تاریخ رو ذهنتون ثبت کنین!) تو برنامه ی شب شیشه ای (یا یه همچین چیزی) یه آدم عجیب رو دعوت کرده بودن. از این جهت می گم عجیب بود که این آدم اصولاً انسان آرومی نیست، یا حداقل ظاهرش اینجوری نشون نمی ده. اگر هم تا قبل از امشب، کسی در مورد عجابت فرد مذکور شک داشت، از این به بعد عجالتاً رفته جزو اهل یقین!
منو ببخشین که اینقدر پیچیده حرف می زنم، راستش بعد از چیزی که امشب تو این برنامه دیدم و شنیدم، اندک هوش و عقلی هم که داشتم ، ازم پر کشیده و رفته سمت دیار باقی. مهمان امشب آقای رشید پور مجری و برنامه شب شیشه ای ، بهروز صفاریان بود.
خوب تا اینجای کار مشکلی نیست، یعنی نباید باشه. حداقل با توجه به اینکه قبل از عید هم تو یه برنامه دیگه، بهروز ص. رو دعوت کرده بودن، پیش بینی این که اتفاق خاصی بخواد رخ بده خیلی بعید بود. اما اون اتفاق رخ داد و حرف هایی که تو صدا و سیما تا حالا زده نشده بود، زده شد. یا بهتر بگم، بهروز ص. به برنامه تحمیل کرد.
پیوست : دریاره بهروز صفاریان
از اونجایی که موقع پخش برنامه انقدر بنده حقیر رو هیجان گرفته بود، نمی تونم جزئیات بحث رو دقیقاً به خاطر بیارم، اما تا اونجایی که یادمه مطالب مهم رو می گم که شما هم بدونین.
بحث برنامه راجع به سیاست های حاکم بر مجوزهای بازار موسیقی پاپ ایران بود و البته مسائلی که پای وزارت ارشاد و مرکز موسیقی رو وسط می کشید. (به عنوان نهادی که واقعاً گند کشیده به موسیقی پاپ داخلی!)
اما جریان صحبت ها، اونطور که رشیدپور مثل همه برنامه های دیگه ش مدنظر داشت، پیش نرفت (به استثنای مصاحبه با تهمینه میلانی که خانوم کارگردان زبون رشیدپور رو بست! و برای اولین بار، مهمان بیشتر از مجری حرف زد.) از همون اول برنامه، صفاریان با سیاست جالبی که در پیش گرفته بود، جهت برنامه رو اونجوری که خودش می خواست عوض کرد و کشید به موضوع حساس سیاست های صدا و سیما در قبال موسیقی. (اوه اوه اوه!!!)
دیالوگ های بهروز صفاریان رو توی گیومه گذاشتم که با سوالات مجری قاطی نشه.
بعد از بحث اولیه ای که راجع به سیاست های موسیقی وزارت ارشاد شد، صحبت ها اینجوری پیش رفت که صفاریان به این موضوع اشاره کرد که صدا و سیما نقشی رو که می تونه تو جریان مطرح کردن پاپ داخلی داشته باشه ، اصلاً ایفا نمی کنه. برعکس با سیاست های محدودکننده ش، راه رو برای تعداد قابل توجه از خواننده های با استعدادی که می تونن از طریق رسانه معروف بشن بسته. بهروز، اولین ترکش خودش رو به صدا و سیما با پرسیدن این سوال از رشیدپور زد که " شما یه خواننده رو اسم ببر که از طریق رسانه ی شما، به موفقیت بزرگی رسیده باشه و فروش قابل تحسینی تو بازار رسیده باشه؟" " واقعاً باید قبول کنین که کسایی که به فروش بالایی رسیدن کاملاً از حمایت صدا و سما بی بهره بودن و واقعاً باید بهشون تبریک گفت. شما هیچ کسی رو نیاوردین که بتونه اعتبار بالایی واسه خودش دست و پا کنه. همشون نفراتی هستن که با رابطه و پسرخاله بازی و دوستای گنده و نمی دونم هزارتا روش دیگه تو سازمان اومدن بالا.".
لابلای این صحبت ها بود که رشیدپور می خواست با مطرح کردن حرف های بی سر و ته، توجیهات سازمان پرستانه ی خودش رو جلوی دوربین نثار صفاریان کنه.فکرشو بکنین، در جواب سوال صفاریان، اسم "علی لهراسبی " رو به عنوان یه خواننده ی بااستعداد و موفق آورد که البته با لبخند معنی دار صفاریان روبرو شد و البته تو موقعیتی گیر افتاد که نمی تونست اون چیزی رو که دلش هست به زبون بیاره (مسلماً رشیدپور با این حرفش، همون اعتبار نصفه نیمه ای که علی لهراسبی تو تلویزیون به دست آورده بود هم بر باد داد. مساله ای که بهزور جور دیگه ای بهش اشاره کرد)
"اگر تلویزیون رو از این 10 تا خواننده ای که می گین بگیریم، هیچی دیگه ندارن... محو می شن"
رشید پور: 10 تا نیستن. من به جرات می تونم بگم تعداد خواننده های رسمی سازمان داره به 200 تا می رسه.
" چندتاشون رو مردم می شناسن؟!!
رشیدپور : ..... (اینجا رو رسماً کم آورد!)
یه کم خلاصه ش می کنم تا به صحبت های اصلی برسم.
بعد از یکی دوتا آنتراکت و پیام های بازرگانی و توجیه کردن های پشت پرده، گفتیم دیگه آتیشش می خوابه اما ظاهراً پسربچه لجباز ما، جری تر هم شده بود!
بعد آنتراکت، مجری خیلی زیرکانه خواست بحث رو عوض کنه که مهمان یا یه جمله ی من هنوز جواب سوال شما رو ندادم، آب یخ رو ریخت رو دست تهیه کننده و مجری و ... و دوباره تریبون رو پس گرفت! این رو هم بگم، تمام صحبت های بهروز صفاریان برپایه ی سوال ها و بعد هم توجیهاتی بود که مجری می خواست در جهت تلطیف ماجرا مطرح کنه.
"چرا تلویزیون سلیقه ای کار می کنه. تو هر کانال یه مدیر نشسته می خواد سلیقه ی خودشو اعمال کنه به مخاطباش. مگه شما نمیگی صدا و سیما رسانه ی ملّیه؟ (تایید رشیدپور).. خوب پس برای چی انواع موسیقی رو نمیاد نمایش بده و بعد بذاره ملت انتخاب کنن؟! ما خواننده های خیلی خوب با صداهای خیلی خوبی داشتیم که از تلویزیون طرد شدن. هیچ دلیلی هم ندادن. فقط چون سلیقشون بهشو نمی خورد. و به جاشون کسایی رو آوردن که کارای خیلیاشون ارزش موسیقی نداره.
"همین موسیقی رپ، شما نمی تونین انکارش کنین. می تونین؟ (نه از طرف مجری) همه هم گوش میدن، همممممه گوش میدن (تاکید دوباره). چرا تلویزیون پخش نمی کنه؟ اگر می خواد سلیقه همه رو ارضا کنه که درحال حاضر موزیک رپ از همه پرطرفدارتره. چرا موزیک غیرمجاز طرفداراش انقدر بیشترن؟ واسه اینکه راحته و به روزه. سلیقه ای نیست و مجوز گرفتن نداره که مثل آلبوم های مجاز، سه سال مجوزش طول بکشه. (مربوط به اوایل مصاحبه)(مثال هم آلبوم خودش رو زد که سه ساله داره واسه مجوزش دوندگی می کنه)
رشیدپور: شما قبول دارین که تلویزیون تو زمینه موسیقی فرهنگ سازه دیگه؟!
" تلویزیون؟! (با نیش باز!) چه فرهنگ سازی ای هم کرده!!
شما موسیقی رپ زیرزمینی ما رو ببینین... هرچی دلشون بخواد توش می گن و هیچ کی هم نیست که از فیلتری ردشون کنه، چرا تلویزیون نمی خواد بیاد و موسیقی سالم رو برای مردم پخش کنه؟
رشیدپور : من اصلاً با پخش موسقی رپ از رسانه ای مثل تلویزیون موافق نیستم. تلویزیون جای پخش موسیقی فاخره (این کلمه آخری رو شاید در طول صحبتاش 20 دفعه تکرار کرد.)
" مگه موسیقی رپ چیه؟ رپ یه نوع اعتراضه، چه اشکالی داره که صداوسیما بیاد و نوع سالمش رو استفاده کنه؟ "
"اصلاً میدونین چیه؟ ما هنوز تکلیف خودمون رو با سیاست های تلویزیون نفهمیدیم، خودشون هم نمیدونن دارن چیکار می کنن؟ یه بار ساز رو نشون می دن، دوبار نشون نمیدن! تکلیفش چیه؟ "
"وقتی از خواننده های تلویزیون می پرسیم شما چجوری دارین اینجا کار می کنین می گن نمیدونیم، من بهشون میگم همین که می گین نمیدونن یعنی دارین از رانت استفاده می کنین.
رشیدپور: حق می دی که یکی هم بیاد از تو همین سوال رو بکنه؟
"نه. اگه من مدت زیادی باشه که تو تلویزیون باشم اونوقت بله منم دارم از رانت استفاده می کنم، ولی من آهنگم 8 بار پخش شد و بعد یهو دیگه انگار که اصلاً وجود ندارم. نمیدونم چه اتفاقی افتاد؟"
ر: خوب ما که الان کلیپت رو پخش کردیم!
"الان بله ولی بعد دوباره معلوم نیس چی پیش میاد"
ر: الان این آقای فلانی (آهنگساز برنامه) یکی دوتا آهنگ برات می زنه و تو حست رو بگو.
" کیبورد رو نشون نمیدین؟!!
لفظ بیچاره رو نمی تونم درمورد رشیدپور به کار ببرم چون پرت و پلا زیاد گفته بود اما، کاملاً در جواب دادن به تیکه های بهروز صفاریان درمانده شده بود!
آهنگ اول یه آهنگ کلاسیک بود فک می کنم از باخ یا بتهوون. که بعدش بهروز صرفاً گفت یاد اون زمانی افتاده که این آهنگ رو می زده. بعدم رشیدپور بهش گفت پس حس خاصی بهت نداده و جواب گرفت که من خیلی به کلاسیک علاقه ای ندارم (خیلی صریح) چون از پاپ لذت می برم.
اما نمی دونم این رو که گفت آهنگ بعدی رو انتخاب کردن یا اینکه تو برنامه بوده، آهنگ بعدی، آهنگ دامبیل دیمبولی"تومثل گلی" بود که با نیشخند بهروز همراه بود: حسمو بگم؟ ... یاد مهمونایی که رفتم افتادم!!!
بعد از این جریان، رشیدپور از اتاق فرمان پرسید که چند دقیقه وقت دارن که بعد از یه مکث نسبتاً طولانی بهش گفتن 7 دقیقه (این درحالی بود که تا ساعت هنوز 10 دقیقه تا ساعت 10 مونده بود و معمولاً ساعت 10 به دقایق آخر برنامه می رسن.) بعد، رشیدپور شروع کرد به وراجی (حدوداً نیم دقیقه وراجی کرد) و بعد از اتاق فرمان دوباره خبر رسید که 1 دقیقه وقت داریم!!! اینو که گفتن بهروز قاطی کرد:
"بله دیگه همیشه همینه، شما حرفاتو می زنی بعد ما که می خوایم حرف بزنیم 1 دقیقه وقت داریم!
"راستی اون DVD برنامه رو که می دین به من؟می خوامش! اون چهارپنج دقیقه آخرش رو هم می خوام!
اینجا رشیدپور دوباره حرفش رو قطع کرد که خداحافظی کنه. ولی بهروز ادامه داد:
"من هنوز حرف داشتم، ولی تو یک این دقیقه نمیشه گفت. فقط یه سوال داشتم،... شما برنامه تون همیشه ساعت 10 تموم می شد. الان ساعت 10 شده؟!!!
و بدین صورت بود که پته تلویزیونی ها رو آب ریخته شد!
البته این دیالوگ هایی که نوشتم، بعضاً از لحاظ ترتیب زمانی با چیزی که نشون داده شد فرق هایی داشت ولی باور کنین کار سختی بود که بخوام دونه دونه دیالوگ ها رو با ثانیه هاشون از حفظ اینجا بنویسم. اونم منی که حافظه ی کوتاه مدتم فقط یه کمی از حافظه ماهی بهتره!
موخره:
صحبت های رد و بدل شده مسلماً بیشتر از این هایی بود که من اینجا نوشتم ولی اهم بحث همینا بود که فکر می کنم حدود 20، 25 دقیقه از برنامه رو تشکیل می داد و البته چیزی که نتونستم بصورت نوشته دربیارم، نوع نگاه ها و نیش و کنایه هایی بود که بهروز، نصیب رضا رشیدپور کرد و نصف صحبتهاشو اینجوری انتقال داد.
پیوست: یه تیکه از برنامه امشب (ینج شنبه)رو که نیگا می کردم دیدم داره راجع به برنامه شب پیشش غیرمستقیم صحبت می کنه و می خواد عادی نشونش بده . رشیدپور می گفت که ما اصلاْ کارمون همینه که آدمای مختلف رو با نظرات کاملاْ متفاوت بیاریم که هرچی دوست دارن راجع به موضوعات مختلف بگن.
قسمت جالبش این بود که می گفت مهمونا هرچی بگن مسئولیتش پای خودشونه نه گردن من رشیدپور و برنامه! جوری اینو تاکید کرد که حدس زدم بدجوری به پرو پاش پیچیدن و بهش گیر دادن اساسی.
(۳)»وبلاگ اصلان
بهروز صفاریان در شب شیشه ای
هفته ی پیش شنیدم بهروز صفاریان (آهنگساز) مصاحبه ای جنجالی در برنامه ی شب شیشه ای شبکه ی پنج تهران داشته که نقش صدا و سیما در حمایت از افراد خاص و سیاست های حاکم بر اعطای مجوز به موسیقی پاپ و دیگر برخوردهای منفی با موسیقی پاپ را بازگو کرده، و به طور بی سابقه ای به انتقاد کشیده است. این برنامه به صورت زنده از صدا و سیما پخش شده و البته برای فیصله دادن ماجرا، ظاهرا ده دقیقه زودتر از معمول برنامه را تمام کرده اند!
امروز ویدیوی این مصاحبه را که یکی از دوستانم برایم فرستاده بود، بالاخره دیدم. شهامت صفاریان برایم قابل ستایشه. در این طرف آب روابط کاری باعث شده بسیاری از هنرمندان در رابطه با ناهنجاری های محیط هنری لس آنجلس "خود سانسوری" کنند تا مبادا به روابط کاری و مالی و هنریشان لطمه وارد بشه. در واقع حتی با وجود امکان بیان آزادانه ی حقایق و نقد آن، ترجیح می دهند سکوت اختیار کنند و حقیقت را فدای مصلحت کنند. حال در محیط ایران که علاوه بر همان روابط کاری و هنری، از طرفی ضوابط حکومتی هم شهامت ابراز مخالفت و اعتراض و نقد را از اکثر هنرمندان گرفته، جسارت صفاریان برای بازگو کردن یک سری ناگفتنی در یک رسانه ی ملی قابل تحسینه.
(۴)وبلاگ اشکها و ترسها
پنجشنبه، 30 فروردين، 1386
شب شيشه ای با حضور بهروز صفاريان ترک خورد!
نام بهروز صفاریان را در آلبوم غریبه فریدون شنیدم..شاید هم دلقک فریدون اصفهانی که بسیار دوستش دارم.. موسیقی امروز پاپ ایران را دوست ندارم! اما صفاریان آهنگ ساز قابلی است .. شاید اصلا موسیقی پاپ را دوست نداشته باشم مگر در مهمانی ها و مگر برخی آهنگ های نادر مثل همین دلقک اصفهانی!نمی دانم!
صدا و سیما را هم دارای ارزش نمی دانم که برای برنامه های سراسر غم بار و اندوهناکش که پر است از ترویج ایدئولوژی وقتم را تلف کنم!اما برنامه شب شیشه ای که از شبکه پنج سیما پخش می شود شاید به خاطر اجرای مجری اندکی متفاوتش که دکمه کتش را به تمام هیکل فرزاد حسنی ترجیح می دهم کمی با بقیه برنامه ها فرق می کند و برای همین توانسته نظر مرا اندکی جلب کند!
اما برنامه ۴ شنبه ی شب شیشه ای با حضور بهروز صفاریان به یک شب شیشه ای ترک خورده بدل شد ! گمان نمی کردم که او این قدر جوان باشد و این قدر رک و بی پرده سخن بگوید! از نظارت بدون تخصص و بر مبنای سلیقه وزارت ارشاد گفت! از پارتی بازی در صدا و سیما و ارشاد گفت! از اینکه به زور می خواهند موسیقی باب میل خودشان را به خورد مردم دهند! از موسیقی زیر زمینی گفت و جذابیت آن برای بچه های جوان و این واقعیت که وجود دارد و باید رپ را دید! گفت و گفت و گفت ! در مقابل سخنان بی سر و ته و به قصد ماست مالی مجری که مثلا رفیق صمیمی صفاریان هم هست کوتاه نیامد! عرف برنامه شب شیشه ای تا ساعت ۱۰ شب است اما برنامه صفاریان را ۱۰ دقیقه زودتر تمام کردند ! دی وی دی مصاحبه را هم به او ندادند تا مبادا جای دیگری از آن استفاده کند ! خودش هم این را فهمید ! در حالی که ۲ ۳ شب قبل برنامه بی مزه علیرضا دبیر نان به نرخ روز خور و عضو محترم شورای شهر که با مداحی اهل بیت اکنون دانشجوی دکتراست و عضو شورای شهر تا ۱۰.۱۵ ادامه پیدا کرد! یا برنامه ده نمکی چماغ به دست آدم کش آب و تابی داده شد که بیا و بیبین! صفاریان در انتهای برنامه گفت یک سوال دارم..الان ساعت ۱۰ نشده چرا برنامه من اینقدر زودتر تمام شد؟! و مجری هیچ نداشت که بگوید! نمی دانم اما واقعا دلم می خواست گریه کنم! پایمال کردن حق آزادی بیان به این آسانی؟! حالا که آمد چرا نگذاشتید حرف بزند؟! این در حالی بود که در برنامه ای مشابه در شبکه طپش همکار لس آنجلسی صفاریان شوبرت آواکیان در برنامه آنکات امیر قاسمی بی پرده هر آنچه را که در دل داشت بر لب آورد و هیچ کس صدایش را نبرید!
در آن گیر و دار تصویر شادمهر عقیلی جلوی چشمم آمد ! شادمهری که استاد هر نوع سازی است و اکنون در ینگه دنیا بر روی او سرمایه گذاری می کنند! شادمهری که سالها در این کشور دوید تا صدایش را همین جا در آب و خاک خودش به گوش هم وطنانش برساند و وقتی موسیقی او را حرام دانستند رفت جایی که شاید قدر او را بیشتر بداند ! و هنوز هم می گوید ملودی هایی که در ایران ساختم را نمی توانم فراموش کنم و باز هم می گوید ای کاش می شد پاک کنی بود تا از زمانی که از ایران وارد کانادا شدم تا به امروز را پاک کنم! به راستی چرا این مملکت قدر جوانان مستعدش را در هر رشته ای نمی داند؟!

اما بلافاصله بعد از برنامه شب شیشه ای به اینترنت وصل شدم تا ببینم آیا ایمیل آدرسی از بهروز صفاریان پیدا می کنم یا نه؟! هیچ سایتی از او پیدا نکردم و هیچ ایمیل آدرسی هم! خواستم به او بگویم احترام او نه تنها به عنوان یک موزیسین که به عنوان شخصی که با صدای بلند از حقوق خودش و حقوق پایمال شده جوانانی مثل خودش نظیر فریدون خواننده سخن می گوید و هنرش را وسیله ای برای خدمت به مردم می داند برای من دو چندان شد! امیدوارم مشکلی برایش پیش نیاید! باز هم می گویم اهل بزرگ کردن هیچ کس نیستم اما آدمی که در تلویزیون دولتی این چنین بی ترس از حق خودش دفاع می کند ارزش آن را دارد تا از هنرمندان محبوب من باشد! خواستم اینها را در ایمیل به او بگویم اما اینجا می گویم تا دیگران هم بدانند .. به تو تبریک می گویم بهروز صفاریان به خاطر صداقت و شجاعتت در ابراز عقیده ای که حق توست!
(۵)»نوشته:آقای منصور صفایی
رسانه ملی مرد از بس که جان ندارد !
الان که شروع کردم به نوشتن از شدت هیجان صدای قلبم را زیر گلویم می شنوم . خیلی پر انرژی یم و مطمئنم که درشرایطی این چنینی می توانم از دیوار چین عبور کنم .
همین حالا برنامه شب شیشه ای که از شبکه پنج پخش می شود تمام شد . میهمان بهروز صفاریان آهنگساز جوان و پر کار و جسور موسیقی موسوم به پاپ بود . چه کرد این بزرگ مرد جوان . شکست و شست و کنار گذاشت سیستم استالینیستی تلویزیون را . متفاوت ترین برنامه ای بود که به عمرم از تلویزیون جمهوری اسلامی دیده بودم . بی چاره رشیدپور مجری برنامه که مثل اسب کپ کرده بود رنگ داد و رنگ گرفت و به زور آب دهانش را قورت داد . برنامه ی امشب برای رشید پور در حکم قورباغه ای بود که خواسته یا ناخواسته قورتش داد . رشیدپور که سعی داشت از لای منگنه بهروز صفاریان بزرگ فرار کند به چنان جان کندنی افتاده بود که نمونه اش در حافظه ی سیمای جمهوری اسلامی موجود نیست . اگر این برنامه را دیده باشید مجری برنامه هر شب چند دقیقه مانده به پایان برنامه یک دیسکDVD به میهمانی که در حال خداحافظی بود می داد اما امشب که صفاریان شجاعانه این دیسک را طلب کرد مجری بهانه آورد . از طرفی برنامه که هر شب ساعت ده تمام می شد امشب ده دقیقه زودتر تمام شد تا صفاریان بیشتر از این آبروی نداشته تلویزیون را نریزد و مجری برنامه هم در پاسخ اعتراض صفاریان به این مسئله با ترس خندید و خداحافظی کرد . امشب برای اولین بار برنامه شب شیشه ای بدون خداحافظی میهمان مدعو تمام شد .
با تشکر از همه دوستانی که از مطالبشان استفاده کردیم...